الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

42

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

همان عقل مىگويد : فعل قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود ( كبرا ) . پس عقاب بدون بيان از مولاى حكيم صادر نمىشود ( نتيجه ) . بيان صغرا : عقل مىگويد كه اگر مكلف در موردى احتمال تكليف دهد ، - مثلا احتمال دهد كه شرب توتون در اسلام حرام است و يا احتمال دهد كه اقامه در اسلام واجب است و . . . - و به دنبال اين احتمال عقلى در ميان ادلّه فحص نمايد و در تمام مواردى كه مظان وجود ادلّه است بگردد ، ولى آن حكم واقعى را نيابد و به كلى مأيوس گردد ، اگر بنا باشد حكم واقعى مجهول - يعنى حرمت شرب توتون يا وجوب اقامه - در حق مكلف منجز شود ، به‌طورىكه در برابر مخالفت آنها استحقاق عقاب پيدا كند ، عقلا قبيح است و هركس به وجدان خود مراجعه كند اين مطلب را خواهد يافت . اين حكم از احكام مستقل عقلى است و از اين قاعده به « عقاب بدون بيان قبيح است » ، تعبير مىشود . بيان كبرا : اينكه مولاى حكيم كار قبيح نمىكند ، در علم كلام اثبات شده است . در نتيجه چنين عقابى از مولاى حكيم صادر نمىشود ؛ يعنى اگر محتمل التكليف الالزامى را انجام داديم كه در واقع هم حرام بوده و يا ترك كرديم كه در واقع هم واجب بود ، معاقب نخواهيم شد . اين معناى اصل برائت است . اشكال : در اين مقام دو قانون عقلى وجود دارد : اول . العقاب بلابيان قبيح . دوم . دفع الضرر المحتمل واجب . هر دو قانون از قوانين مستقل عقلى است . سؤال ما اين است : اول آنكه چرا در ما نحن فيه قانون دوم پياده نشود ؟ ( اعتراض نقضى ) دوم ، با وجود قانون دوم نوبت به قانون اول نمىرسد ( اشكال حلى ) . بيان ذلك : موضوع قانون اول عدم البيان است ؛ يعنى اگر مكلف مرتكب امرى شود ، مادامىكه بيانى بر حرمت يا وجوب نرسيده ، عقاب نخواهد شد و وقتى بيان آمد ديگر قانون قبح العقاب جارى نيست . بيان دو گونه است : بيان عقلى و بيان شرعى . همان گونه كه اگر بيان شرعى داشته باشيم بر قانون فوق وارد بوده و موضوع آن را